سال نو با گنجی بی خاتمی!
گنجی آزاد شد.بی اختیار اشک از چشمانم به پایین سرازیر می شود
چشمها گریستند! برای چه؟-اشک شادی بود.
بار دیگر اشک بی اختیار از چشمانم سرازیر می شود.این چشمها این
بی اختیاری همانی هستند که در 11مرداد 84 در روز خداحافظی با سید محمد خاتمی گریستند.اینها همانند!این بار برای چه؟-برای جدایی.برای غم.!
بابا ماهی خریده!بابا ماهی یکی کم خریده!
5 سالی میشه که بابا یک ماهی کم می خره. بازچشمها میگریند.
همان چشمها!چشمهایی که برای خاتمی در غم و برای گنجی در شادی گریستند
این چشمها همانند.این بار برای چه گریستی؟-...........
پی نوشت:عید همه مبارک،امیدوارم سال85سال خوبی باشد در کنار هم!
پی نوشت: بی پیام تبریک خاتمی عید غمگین است!
پی نوشت:با گنجی عید شیرین است!
پی نوشت:ماهی یکی کم است...!
پی نوشت:230روز و5520 ساعت بی خاتمی در روز عید!
پی نوشت: مگو -دلارام- چرا خون خورد زهجر عزیزان که مرغ جان من از آشیان پرید و نیامد.
