آنان چه بی رحمانه رفتند!
آنان که رفته اند تا تنها پژواک صدایشان در این خاک ویران برجا بماند،چه بی رحم بودند
آنانی که رفته اند و از آن سو شعار" دموکراسی و حقوق بشر "می دهند و باز هم شعار.تا کی شعار؟
چیزی از دموکراسی باقی نمانده!حتی در ذهن ها هم دیگر نمی شود آن را ترسیم و یا نقاشی کرد.
ای کسانی که انقلاب کردید،آزادی خواستید،استقلال خواستید کجا انقدر شتابان؟چقدر با عجله این خاک ،
عاشق را ترک می کنید.مگر نمی شنوید؟!مگر نمی بینید؟
تئوکراسی اعمال می شود!دموکراسی کو؟آنچه باقیست مذهب خودمانیست که نه تنها سخن خدا نیست،
بلکه بر ضد روح بلند مرتبه ی خداوند استواینجا تئوکراسی اعمال میشود.اینجا زور است- اینجا ترور است
اینجا فاشیست حکومت می کند و دستور می دهد و این ها همه ندانم کاری های شماست که دودش بر چشم
فرزندانتان و فرزندانی می رود که هیچ وقت طعم خوش جوانی را نفهمیدن!
و اکنون شما رفته اید و این خاک ویران اما عاشق را با فاشیست هایی تنها گذاشته اید،شما حتی دلتان به
حال هم سنگرانتان هم نمی سوزد کسانی که زندانی شدند تا جور شما را کشیده باشند،کسانی که هنوز با ما
هم آوا و هم سیما هستند کسانی که پا به پای ما گذشته را جبران می کنند و می جنگند
ای کسانی که رفته اید تا مثلا تاثیر گذاریتان بیشتر شود همه ی مردم گوش های پژواک شنو ندارند!
آی آدم ها!
آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کُنَد بیهوده جان قربان!
آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
یک نفر درآب می خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هایتان را از راه دور دیده
آی آدم ها!
آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
باز در گوش این نداها.
((آی آدم ها))...


((هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز این آسمان غم زده غرق ستاره هاست))
کسی دارد جان می سپارد در زندان و شما دور و ما خاموش!
و هر چقدر هم فریاد می کنیم صدایمان نمی رسد.چند وقتی می شود که صدایمان آرام شده،
از وقی که شما ها رفته اید تا از تعداد فریاد کننده ها کم شود.چند وقتی هست که جناح راست به ما می خندد!
چند وقتی می شود که خودمان را باخته ایم و این خاک ویران را به حال خودش رها کرده ایم و می گوییم:
" دیگر درست نمی شود " "دیگر اصلاح نمی شود " !
اما ما تسلیم نمی شویم حتی اگر همه ی شما بروید و این خاک ویران را با تمام مشکلاتش رها کنید
ما خواهیم ماند و خواهیم جنگید،خواهیم خواست و خواهیم تلاش کرد.
این خاک به کسانی که رهایش کرده اند و از دور چهره اش را می کشند احتیاجی ندارد
او در بغل ما آرام خواهد گرفت!خواهد خندید.خواهیم خندید...
پی نوشت:عمق داشت!
پی نوشت:زن نوشت فیلتر شد!
پی نوشت:قومیت ستیزی های حکام اسلامی از وبلاگ سیاوش
پی نوشت مهم:
دختري به کلیه گروه خوني (((او مثبت ))) نياز فوري دارد .از كساني كه ميتوانند كمكي كنند خواهشمندیم خيلي فوري با اين شماره تماس بگيرند . ۰۹۱۵۵۴۷۴۳۲۴ چشم به ياري شما دوخته ايم. از دوستان وبلاگنويس صميمانه و عاجزانه تقاضا دارم اين اطلاعيه را در وبلاگشان درج كنند و در ليست مسنجر خود سند تو آل كنند . شايد شما بتوانيد در اين امر قدم خيري بر داريد . يادتان نرود . جان انساني در خطر است.
(از من خواهش شده بود که بذارم تو وبلگم- منم گذاشتم!)